پیش از زینب(س) هیچ خواهری را ندیده بودند که رسول خون برادر باشد.
زینب(س) کربلا را در آغوش کشید و عاشورا را بر شانه نشاند.درسلوک اسارت،همه جا را زیر پا گذاشت و به دنیا آموخت که چگونه می شود پای بر جای ماند و ذلیل نشد.شهادت در اسارت بود که به راه افتاد و انتشار یافت و همه جایی شد.
اگر شانه های اسارت خواهر نبود ،کوله بار شهادت برادر بر زمین می ماند.اگر زینب(س) نبود،دیوارهای دنیای دین نما را که پس می زد؟ کوفه را که بیدار می کرد؟ شام را که روشن می ساخت؟خواب و خیال و خمیازه های مردم را چه کسی می شکست؟
اگر زینب(س) کربلا و عاشورا را با خویش به سیر اسارت نمی برد،چگونه جغرافیای خاک " کربلا" می شد و تاریخ زمین "عاشورا"؟
یک تن باید باشد که پیکر پر خون کربلا را افتان و خیزان بر دوش کشد و با خویش به پشت جبهه آورد؛و همه جای را جبهه سازد؛بوی کربلا و رنگ عاشورا را بر افشاند و برانگیزد؛کسی باید باشد که نامردی ابن زیاد و بی دینی یزید را بگوید و بر ملا سازد؛یکی باید باشد که نگذارد کربلا را زنده به گور کنند؛
و زینب(س) همان یک تن است.

ای شکوه حماسه در سراپرده ی حیرت!
ای زخم خورده ی نینوا !
ای بانوی خورشیدهای دربند!
ای زینب قهرمان! تو که خود،وسعتی به اندازه ی همه ی سوگ های آفرینش داشته ای ،تو که خود دریای بیکران اشک را، ساحل بودی،چگونه باید بر تو سوگواری نمود،که ما سوگواری را از تو به یاد داریم.
هجران غم انگیز احیاگر حماسه های جاوید کربلا را به محضر آقا امام زمان و محبان آن بانوی صبر تسلیت می گوییم.