خداوندا !
در این برهوت عاطفه، هر که را تتمه دلی برای مهرورزیدن هست، گرامی بدار و سرش را به سنگ جفا آشنا مکن.
خدایا !
کاری بکن که دل قرار بگیرد !
خدایا !
عاشقان را بساز و خستگان را بنواز !
خداوندا !
پناه بر تو از جمود و تحجر، پناه بر تو از سیاهدلی، سیاه اندیشی و سیاه بینی.
خدایا !
به هر که میوه سنگین عشق می دهی، شاخه وجودش را می شکنی. تو خود مرهم شاخه های شکسته باش.
خدایا !
به دلهای پروانه وش شمعی شایسته عنایت کن !
ای مخاطب آشنای دردهای نگفتنی !
اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده !
ای معشوق ازلی !
الفبای سخت دوست داشتن را به ما بیاموز !
خدایا !
ما اگر بد کنیم، تو را بنده های خوب، بسیار است.
تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگری کجاست ؟!
خدایا !
خسته ایم ، دلگشاتر از تو کیست ؟! درمانده ایم، کریمتر از تو کجاست ؟!
خدایا !
گفتی که دل شکسته باید آورد. یعنی دل از این شکسته تر می خواهی ؟
خداوندا !
حیران توایم ! حیرانترمان کن !
خدایا !
هر که مست از شراب چشم تو نیست، زنده به چیست ؟!
خدایا !
به ما آداب عاشقی بیاموز !
خدایا !
به چشم گریه بیاموز !
خدایا !
ما را به جرعه ای از عشق مهمان کن و برقی از منزل لیلی بدرخشان تا خرمن وجودمان را خاکستر کند.
خدایا !
سر بر دامن که بگذارد، دلخسته ای که جز تو پناه ندارد ؟!
ای بانی مهربانیهای پنهان !
به ما ظرفیت مهربانی بی اجر و مزد عنایت کن !
ای خدای کرشمه های پنهان !
لرزش دلهای عاشق را با نگاه خودت، آرام کن و ارتعاش پلکهای خواهش را به کرشمه ای قرار ببخش.
ای پناه اشکهای پنهان !
خوشا به حال آنان که اشک را نه بر گونه های خویش که بر دامان دستهای تو می بارند.
خوشا به حال آنان که در گریه های شبانه ، سر بر شانه تو دارند .
ما را آغوش اجابتی این چنین ، عنایت کن
" باور "
